«چگونه قبل از مرگ مادربزرگ میلیونر شویم»؛ روایتی از مراقبت، خانواده و انگیزههای انسانی
فیلم تایلندی How to Make Millions Before Grandma Dies یکی از پدیدههای سینمایی سالهای اخیر در آسیای جنوبشرقی است؛ اثری که با ترکیب هوشمندانهای از احساس، طنز، واقعگرایی و نقد اجتماعی توانست مخاطبان گستردهای را جذب کند. این فیلم نخستین تجربهٔ بلند «پت بوننیتیپات» است، اما چنان پختگی و انسجامی در روایت دارد که بهسختی میتوان آن را کار یک فیلمساز تازهکار دانست. در مرکز داستان، رابطهٔ پیچیده و چندلایهٔ یک نوه و مادربزرگ قرار دارد؛ رابطهای که از دل طمع آغاز میشود اما به تدریج به پیوندی انسانی و عمیق تبدیل میگردد.
داستان فیلم
داستان فیلم حول شخصیت «اِم» میچرخد؛ جوانی که روزهایش را با استریمکردن بازیهای ویدئویی برای تعداد اندکی بیننده میگذراند. او نه شغل ثابت دارد و نه چشمانداز روشنی برای آینده. زندگیاش در رکود است تا اینکه اتفاقی ساده اما تعیینکننده مسیر او را تغییر میدهد: دخترخالهاش پس از مراقبت از پدربزرگ بیمارشان، ارث قابلتوجهی دریافت میکند. همین موضوع جرقهای در ذهن ام ایجاد میکند و او را به سمت مادربزرگش میکشاند؛ زنی سالخورده، سختگیر و کمحرف که چندان رابطهٔ صمیمانهای با خانواده ندارد.
ام ابتدا با نیت کاملاً فرصتطلبانه به مادربزرگ نزدیک میشود. او تصور میکند اگر مدتی از او مراقبت کند، شاید بتواند سهمی از ارث احتمالیاش داشته باشد. اما فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که این مسیر قرار نیست ساده یا قابلپیشبینی باشد. مادربزرگ شخصیتی پیچیده و گاه تندخو دارد؛ زنی که سالها سختی کشیده و حالا با بیماریای روبهروست که خانوادهاش ترجیح دادهاند آن را از او پنهان کنند. این پنهانکاری، که در بسیاری از فرهنگهای آسیایی رایج است، یکی از محورهای مهم فیلم را شکل میدهد: حق دانستن و حق انتخاب در مواجهه با مرگ.
نقاط ضعف و قوت
یکی از نقاط قوت فیلم، صداقت بیپردهٔ شخصیتهاست. برخلاف بسیاری از آثار خانوادگی که روابط را بیش از حد احساسی یا آرمانی نشان میدهند، این فیلم واقعیت را همانگونه که هست نمایش میدهد: انسانهایی با انگیزههای خودخواهانه، ترسها، ضعفها و لحظات روشنایی. ام در ابتدا بهدنبال پول است، اما کمکم درگیر دنیای مادربزرگ میشود؛ دنیایی که پر از خاطرات، رنجها و عادتهای کوچک روزمره است. همین جزئیات ساده، مانند حساسیت مادربزرگ به اینکه نودلها از کدام رستوران خریداری شدهاند، به فیلم عمق و رنگ میبخشند.
فیلم در کنار روایت رابطهٔ نوه و مادربزرگ، تصویری آرام و انسانی از زندگی در بانکوک ارائه میدهد. دوربین اغلب روی لحظات کوچک مکث میکند: غذا خوردن، قدمزدن، سکوتهای طولانی، یا گفتوگوهای کوتاه اما معنادار. این ریتم آرام باعث میشود مخاطب فرصت داشته باشد تا به تدریج با شخصیتها ارتباط برقرار کند و تغییرات درونی آنها را لمس کند. همین توجه به جزئیات است که فیلم را از یک «درام فرمولی» به اثری قابلتأمل تبدیل میکند.
در لایهای عمیقتر، فیلم پرسشهایی اخلاقی مطرح میکند:
ما به یکدیگر چه بدهکاریم؟
آیا مراقبت از سالمندان وظیفه است یا انتخاب؟
آیا محبت میتواند از دل طمع زاده شود؟
فیلم پاسخی قطعی نمیدهد، اما با نمایش رفتارهای صادقانه و گاه متناقض شخصیتها، مخاطب را به فکر فرو میبرد. ام در مسیر مراقبت از مادربزرگ، با حقیقتی روبهرو میشود که شاید خودش هم انتظارش را نداشت: اینکه مراقبت، حتی اگر از روی نیتهای خودخواهانه آغاز شود، میتواند به تجربهای انسانی و دگرگونکننده تبدیل شود.
البته فیلم بینقص نیست. برخی خطوط داستانی نیمهکاره رها میشوند و گاهی میان اعضای خانواده تنشهایی ناگهانی شکل میگیرد که پرداخت کافی ندارند. همچنین موسیقی پیانوی احساسی در برخی صحنهها بیش از حد استفاده شده و ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از اندازه سانتیمانتال به نظر برسد. با این حال، این ضعفها تأثیر چندانی بر قدرت کلی فیلم نمیگذارند.
نتیجه گیری
در نهایت، How to Make Millions Before Grandma Dies اثری است دربارهٔ خانواده، مرگ، مراقبت و رشد شخصی. فیلم نشان میدهد که حتی انگیزههای نادرست نیز میتوانند انسان را به مسیر درست هدایت کنند. رابطهٔ ام و مادربزرگ، با تمام تلخیها و شیرینیهایش، یادآور این حقیقت است که پیوندهای انسانی پیچیدهاند و هیچگاه نمیتوان آنها را به سادگی قضاوت کرد. این فیلم نهتنها یک درام خانوادگی موفق است، بلکه اثری است که مخاطب را به تأمل دربارهٔ ارزشهای زندگی و معنای واقعی مراقبت دعوت میکند.



