برنامهٔ جدید جیسون بیتمن

جدول محتوا

DTF سنت‌لوئیس تازه‌ترین سریال HBO با بازی جیسون بیتمن و دیوید هاربره. این سریال با یک تغییر ژانر غافلگیرکننده و یک بازی فوق‌العاده از نقش مکملش، کاملاً پتانسیل اینو داره که بشه سریالی که تا تهش رو یک‌نفس می‌بینید.

سال ۲۰۲۵ برای جیسون بیتمن حسابی سال شلوغ و موفقی بود. پادکست Smartless روزبه‌روز بیشتر گرفت و سریال Black Rabbit نتفلیکس هم شروعی بود برای دوره‌ای که بیتمن نقش‌های منفی رو تجربه می‌کنه.
دیوید هاربر هم سال رو خوب بست. Stranger Things با یه فصل آخر فوق‌العاده تموم شد و هاپر بالاخره پایانی رو گرفت که مدت‌ها منتظرش بودیم.

این دو بازیگر حالا در سال ۲۰۲۶ با سریال جدید DTF سنت‌لوئیس وارد یه مسیر تازه شدن. سریالی که یکشنبه روی HBO میاد (و برای مخاطب‌های بریتانیا دوشنبه از Sky/Now پخش میشه) و با توجه به چیزهایی که داره، کاملاً ارزش اینو داره که بذاریدش تو لیست تماشای ضروری‌تون…

1. DTF St Louis یک کمدی واقعاً سیاهِ تمام‌عیار است.

اولین دلیل برای اینکه سریال رو ببینید، ایدهٔ عجیب و بامزه‌اشه؛ ایده‌ای که کاملاً با اسم جسورانهٔ سریال هم‌خوانی داره و با دیالوگ‌ها و موقعیت‌های طنزِ تلخش، هر دو بازیگر رو از محدودهٔ امن‌شون بیرون می‌کشه.
بیتمن اینجا نقش کلارک رو بازی می‌کنه؛ یه مرد خانواده‌دوست که ظاهراً همه‌چیزش روبه‌راهه و تو تلویزیون مجری بخش هواشناسیه. از اون طرف، هاربر نقش فلوید رو داره؛ مترجم زبان اشاره‌ای که از همین کار خرج زندگی رو درمیاره، اما تو ارتباط گرفتن با پسرخوانده‌اش حسابی گیر کرده.

وضعیت عاطفی فلوید هم تعریفی نداره. از وقتی کارول، همسرش (با بازی لیندا کاردلینی)، داور بیسبال شده، دیگه هیچ کششی بهش نداره. کارول هم از اون طرف از عشق فلوید به کمیک‌بوک‌ها و اینکه موقع خوندنشون اشکش درمیاد، حسابی زده شده.
برای همین، وقتی این دو توی یه مهمونی به اسم کورن‌هول پارتی روی تاب نشستن، کلارک یه پیشنهاد عجیب می‌ده: برای اینکه زندگیش یه تکونی بخوره، فلوید بره عضو سایتی به اسم DTF سنت‌لوئیس بشه؛ سایتی که آدم‌ها می‌تونن بدون هیچ تعهدی با غریبه‌ها قرار بذارن.

فلوید بعد از کمی فکر کردن، تصمیم می‌گیره ریسک کنه. وسط خوردن استیک، با کمک کلارک پروفایلش رو توی DTF می‌سازن. درست همین‌جاست که سریال یه پیچ خیلی تند می‌زنه و مسیرش کاملاً عوض می‌شه.

2. یه تغییر ژانر غیرمنتظره، مسیر سریال رو کامل زیرورو می‌کنه

از همین‌جا ماجرا یه‌دفعه عوض می‌شه؛ یکی کشته پیدا می‌شه و سریال از یه کمدی سیاه، تبدیل می‌شه به یه تریلر جنایی معمایی، چیزی تو مایه‌های «قاتل کیه؟».
این پیچش داستانی کاملاً به‌جا و هوشمندانه‌ست، چون تا قبل از این اتفاق، DTF سنت‌لوئیس بیشتر حال‌وهوای یه سیت‌کام بزرگسالانه دربارهٔ دنیای فِتیش داشت تا یک درام جدی.

اینکه قتل درست وسط قسمت اول رخ می‌ده، غافلگیری رو چند برابر می‌کنه؛ یعنی تو فقط نیم ساعت، شخصیت‌ها معرفی می‌شن، چند تا تصمیم اشتباه می‌گیرن و بعد یه‌هو تق! همه‌چیز وارونه می‌شه.
بقیهٔ قسمت اول بیشتر درگیر تحقیقات پلیسه، اما در کنارش فلش‌بک‌هایی می‌بینیم که برداشت‌مون رو از ماجرا عوض می‌کنه و یه پیچش حسابی هم رو می‌کنه.
خلاصه اینکه توی DTF سنت‌لوئیس هیچ‌چیز اون چیزی نیست که فکر می‌کنید و توی هفت قسمت سریال باید منتظر هر اتفاق غیرمنتظره‌ای باشید.

3. ریچارد جنکینز برگ برندهٔ پنهان سریاله

هاربر تو نقش فلوید یه جور عجیبِ بامزه ارائه می‌ده، بیتمن هم به کلارک اون مقدار لازم از حسِ مرموز و creepy رو می‌ده. لیندا کاردلینی هم از همون صحنه‌های اول معلومه بیشتر از چیزی که نشون می‌ده می‌فهمه، برای همین باید حسابی حواس‌مون بهش باشه.
اما برگ برندهٔ واقعی سریال ریچارد جنکینزه؛ در نقش دوناهیو هومر، کارآگاهی که پروندهٔ قتل رو دست گرفته.

با همهٔ این حرف‌ها، دلایل زیادی هست که DTF سنت‌لوئیس رو از دست ندید.

Picture of سمانه
سمانه

من عاشق دنیای تکنولوژی هستم و سال‌هاست که تو این حوزه فعالیت میکنم و دوست دارم دانشم رو هر روز بیشتر کنم و اون رو به شما انتقال بدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *