تمام پادشاهان خاندان تارگرین

جدول محتوا

حالا که فصل سوم سریال «خاندان اژدها» منتشر شده، وقتش رسیده دانش‌مان درباره دنیای وستروس را تازه کنیم. پس در ادامه، همه پادشاهان خاندان تارگرین را به ترتیب و همراه با تاریخچه حکومتشان مرور می‌کنیم.

تخت آهنین در قلب تمام درگیری‌های «بازی تاج‌وتخت» قرار داشت؛ تختی که افراد زیادی مدعی آن بودند، اما تنها عده‌ای معدود موفق شدند بر آن حکومت کنند. در دنیایی آکنده از یخ و آتش، همه چیز حول این نماد قدرتِ عظیم و هراس‌انگیز می‌چرخید.

سریال «خاندان اژدها» روایتگر جنگ داخلی و ویرانگری است که خاندان تارگرین را از درون متلاشی می‌کند و آغازگر افول قدرت آن‌ها می‌شود. از سوی دیگر، «شوالیه‌ای از هفت پادشاهی» در سال‌های پایانی سلطنت تارگرین‌ها جریان دارد؛ دورانی که پس از مرگ آخرین اژدها، شکوه و اقتدار این دودمان رو به خاموشی گذاشته است.

با توجه به اینکه هنوز قرار است در سریال‌های مختلف این جهان، تارگرین‌های جدیدی را ببینیم، بد نیست نگاهی به تمام فرمانروایان خاندان تارگرین بیندازیم که بر هفت پادشاهی حکومت کرده‌اند.

هشدار اسپویل: این فهرست سرنوشت تعدادی از شخصیت‌هایی را که در سریال‌های پیش‌درآمد با آن‌ها آشنا شده‌ایم فاش می‌کند و همچنین شامل اسپویل‌های مهمی از فصل سوم «خاندان اژدها» و اتفاقات پس از آن است.

فهرست پادشاهان تارگرین

در مجموع، خاندان تارگرین ۱۷ فرمانروا بر تخت آهنین داشته است. در جدول زیر، همه این پادشاهان به ترتیب حکومت فهرست شده‌اند؛ همچنین لقب‌ها و نام‌های شناخته‌شده دیگر آن‌ها، به همراه مدت زمان فرمانروایی‌شان نیز ذکر شده است.

۱. ایگان اول تارگرین

ایگان اول تارگرین نه‌تنها نخستین پادشاه خاندان تارگرین بود، بلکه اولین فردی نیز محسوب می‌شد که بر تخت آهنین نشست و عنوان «فرمانروای هفت پادشاهی» را برای خود برگزید.

او به‌دلیل فتح وستروس به لقب «ایگان فاتح» شهرت یافت. این فتوحات پس از رویدادی موسوم به «قرن خون» رخ داد؛ دوره‌ای پرآشوب در اسوس که به دنبال نابودی امپراتوری والیریای آزاد (Valyrian Freehold) آغاز شده بود.

برای سال‌ها تصور می‌شد که انگیزه اصلی ایگان برای آغاز لشکرکشی به وستروس، اختلافاتش با آرگیلاک دوراندون، آخرین پادشاه سرزمین‌های طوفانی (Storm King)، بوده است. اما قسمت نخست سریال «خاندان اژدها» نگاه تازه‌ای به این ماجرا ارائه کرد و با افشای راز مهمی درباره «نغمه یخ و آتش»، دلیل واقعی فتح وستروس را از زاویه‌ای کاملاً متفاوت نشان داد.

طبق این افشاگری، ایگان پیشگویی‌ای را به ارث برده بود که از تهدیدی بزرگ در شمال و فرا رسیدن زمستانی مرگبار خبر می‌داد. او معتقد بود تنها یک فرمانروای متحد از خاندان تارگرین می‌تواند مردم وستروس را برای رویارویی با این خطر آماده کند؛ موضوعی که بعدها به نام «رویای ایگان» یا «نغمه یخ و آتش» شناخته شد.

ایگان دو همسر داشت: ویسنیا تارگرین و رینیس تارگرین که هر دو خواهران او نیز بودند؛ رسمی که در خاندان تارگرین، به‌دلیل حفظ خلوص خون والیریایی، امری رایج به شمار می‌رفت.

او صاحب دو فرزند شد: اینیس تارگرین و میگور تارگرین.

ایگان ۳۷ سال پس از فتح وستروس، در سال ۳۷ پس از فتح (37 AC) بر اثر سکته درگذشت و به این ترتیب دوران حکومت نخستین پادشاه تخت آهنین به پایان رسید.

۲. اینیس

اینیس اول تارگرین، فرزند ارشد ایگان فاتح و رینیس تارگرین، پس از مرگ پدرش بر تخت آهنین نشست. جالب اینکه از میان ۱۶ پادشاه بعدی خاندان تارگرین، ۱۵ نفر از نوادگان مستقیم اینیس بودند و به همین دلیل بخش عمده دودمان سلطنتی تارگرین از نسل او ادامه پیدا کرد.

اینیس با آلیسا ولاریون ازدواج کرد و حاصل این ازدواج شش فرزند بود: سه پسر به نام‌های ایگان، ویسریس و جهیریس، و سه دختر به نام‌های رهینا، الیسان و وئلا.

دوران حکومت او تنها پنج سال به طول انجامید و اینیس در ۳۵ سالگی درگذشت. علت دقیق مرگ او هرگز به‌طور قطعی مشخص نشد، اما برخی در وستروس معتقد بودند که ملکه بیوه، ویسنیا تارگرین، ممکن است در مرگ او نقش داشته باشد.

با مرگ اینیس، بحران جانشینی خاندان تارگرین وارد مرحله‌ای تازه شد و راه برای به قدرت رسیدن برادر ناتنی‌اش، میگور تارگرین، هموار گردید؛ رخدادی که یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ تخت آهنین را رقم زد.

۳. میگور اول تارگرین

میگور تارگرین، تنها فرزند ایگان فاتح و ویسنیا تارگرین، در واقع نباید پادشاه می‌شد. پس از مرگ اینیس، حق قانونی جانشینی به ایگان، پسر ارشد اینیس، تعلق داشت و او نخستین فرد در صف جانشینی به شمار می‌رفت.

با این حال، میگور با حمایت و نفوذ مادرش، ویسنیا تارگرین، موفق شد تاج‌وتخت را تصاحب کند و خود را پادشاه اعلام نماید. همین موضوع از همان آغاز، مشروعیت حکومت او را زیر سؤال برد و سلطنتش را وارد بحرانی دائمی کرد.

بخش بزرگی از دوران فرمانروایی میگور درگیر جنگ‌ها، شورش‌ها و مخالفت‌هایی بود که ریشه در همین غصب قدرت داشت. بسیاری از خاندان‌های اشرافی و همچنین طرفداران وارثان قانونی تاج‌وتخت، او را پادشاهی نامشروع می‌دانستند و علیه او مقاومت می‌کردند.

به همین دلیل، حکومت میگور بیش از هر چیز با خشونت، سرکوب و تلاش برای حفظ تاج‌وتختی شناخته می‌شود که از همان روز نخست بر سر مالکیت آن اختلاف وجود داشت.

همان‌طور که از یک تارگرین مستبد انتظار می‌رود، میگور به اعتراض‌ها و مخالفت‌ها با آتش اژدها، مرگ و ویرانی پاسخ می‌داد. به همین دلیل، بسیاری او را حتی منفورتر از «پادشاه دیوانه» می‌دانند.

میگور پس از رویارویی با ایگانِ بی‌تاج (Aegon the Uncrowned)، وارث قانونی تخت آهنین، لقب «شاه‌کش» و شهرت «میگور سنگدل» را برای خود به ارمغان آورد.

در این نبرد، ایگان سوار بر اژدهایش کوئیک‌سیلور (Quicksilver) بود و برای بازپس‌گیری تاج‌وتخت جنگید.

شاید اگر حریف او فردی عادی بود، شانس پیروزی بیشتری داشت؛ اما میگور بر پشت بالریون، وحشت سیاه (Balerion the Black Dread)، هولناک‌ترین و قدرتمندترین اژدهای تاریخ وستروس، می‌جنگید.

در نبردی نابرابر، بالریون به‌راحتی کوئیک‌سیلور را از آسمان سرنگون کرد و ایگان نیز کشته شد. این پیروزی خونین موقعیت میگور را بر تخت آهنین تثبیت کرد، اما در عین حال او را به نماد بی‌رحمی و استبداد در تاریخ خاندان تارگرین تبدیل نمود.

میگور در طول زندگی خود شش بار ازدواج کرد. همسران او عبارت بودند از سریس های‌تاور، آلیس هارووی، تیانا از برج، الینور کاستین، جین وسترلینگ و همچنین خواهرزاده‌اش رهینا تارگرین. سه همسر آخر او، یعنی الینور کاستین، جین وسترلینگ و رهینا تارگرین، در تاریخ وستروس با لقب «عروس‌های سیاه» (The Black Brides) شناخته می‌شوند؛ لقبی که به‌دلیل شرایط خاص و پرتنش ازدواجشان با میگور به آن‌ها داده شد.

سرانجام، سلطنت میگور با شورشی گسترده روبه‌رو شد. در این زمان جهیریس تارگرین ادعای خود را برای تصاحب تخت آهنین مطرح کرد و موفق شد حمایت بسیاری از خاندان‌های بزرگ وستروس را به دست آورد.

در اوج این بحران، میگور به شکلی مرموز درگذشت. او را در حالی پیدا کردند که بدنش بر روی تخت آهنین سوراخ شده و شمشیرهای تخت در جسمش فرو رفته بودند. مرگ او همچنان یکی از بزرگ‌ترین معماهای تاریخ وستروس به شمار می‌رود.

برخی معتقدند که میگور به قتل رسیده و دشمنانش او را از میان برداشته‌اند؛ در مقابل، عده‌ای دیگر باور دارند که او پس از از دست دادن حمایت‌ها و مشاهده فروپاشی حکومتش، دست به خودکشی زده است.

با مرگ میگور در سال ۴۸ پس از فتح (AC)، دوران حکومت خونین و استبدادی او به پایان رسید و جهیریس اول تارگرین بر تخت آهنین نشست؛ پادشاهی که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین فرمانروایان تاریخ تارگرین تبدیل شد.

۴.جهریس اول تارگرین

البته تاریخ خاندان تارگرین فقط پر از جنگ، خیانت و فاجعه نیست. پادشاه جهیریس اول آغازگر دوره‌ای ۵۵ ساله از صلح، ثبات و شکوفایی در سراسر هفت پادشاهی بود و بسیاری او را بهترین فرمانروایی می‌دانند که تاکنون بر تخت آهنین نشسته است.

جهیریس نه‌تنها از حمایت تقریباً تمام خاندان‌های بزرگ وستروس برخوردار بود، بلکه اصلاحات مهمی نیز در قلمرو انجام داد. او نخستین مجموعه قوانین یکپارچه برای هفت پادشاهی را تدوین کرد، به توسعه و بهبود کینگز لندینگ پرداخت و زیرساخت‌های مهمی را برای اداره بهتر قلمرو ایجاد کرد.

او همچنین اژدهاسوار ورمیثور (Vermithor) بود؛ اژدهایی عظیم و قدرتمند که از نظر اندازه تنها پس از بالریون، وحشت سیاه و ویگار قرار می‌گرفت و به‌عنوان سومین اژدهای بزرگ تاریخ تارگرین‌ها شناخته می‌شد.

به همین دلیل، دوران سلطنت جهیریس اغلب به‌عنوان اوج قدرت و ثبات خاندان تارگرین یاد می‌شود؛ دوره‌ای که بسیاری از مشکلات به‌جا مانده از حکومت خونین میگور سنگدل را پشت سر گذاشت و هفت پادشاهی را وارد عصر طلایی خود کرد.

۵. ویسریس اول تارگرین

نقش ویسریس اول تارگرین را Paddy Considine در سریال House of the Dragon ایفا می‌کند.

ویسریس، به‌عنوان پسر بیلون تارگرین (دومین پسر جهیریس اول)، در شورای بزرگ هارنهال برای جانشینی انتخاب شد و بر دخترعمویش رینیس تارگرین برتری یافت. دلیل اصلی این انتخاب، سنت مردسالارانه وستروس بود؛ زیرا تا آن زمان هیچ زنی بر تخت آهنین ننشسته بود.

همان‌طور که در سریال مشاهده می‌کنیم، ویسریس شخصیتی مهربان، محبوب و صلح‌جو دارد و همواره تلاش می‌کند از درگیری و جنگ جلوگیری کند. با این حال، اختلافات و تنش‌ها به‌تدریج میان او و شخصیت‌هایی مانند لرد کورلیس ولاریون، برادرش دیمون تارگرین و دخترش رینیرا تارگرین شکل می‌گیرد و آینده خاندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

همسر اول او، ایما آرین، پس از سال‌ها تلاش برای به دنیا آوردن وارثی برای تاج‌وتخت، هنگام زایمان جان خود را از دست داد. ویسریس بعدها با آلیسنت های‌تاور، دختر اتو های‌تاور (دست پادشاه)، ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب چند فرزند شد.

ویسریس همچنین آخرین اژدهاسواری بود که بر پشت بالریون، وحشت سیاه پرواز کرد؛ هرچند این اژدهای افسانه‌ای مدت کوتاهی بعد به دلیل کهولت سن از دنیا رفت.

خود ویسریس نیز در سال ۱۲۹ پس از فتح (AC) درگذشت. در روایت سریال، سال‌ها نشستن بر تخت آهنین و زخم‌های عفونی ناشی از تیغه‌های آن، به‌تدریج سلامت او را نابود کرد.

نقش ویسریس اول تارگرین را Paddy Considine در سریال House of the Dragon ایفا می‌کند.

ویسریس، به‌عنوان پسر بیلون تارگرین (دومین پسر جهیریس اول)، در شورای بزرگ هارنهال برای جانشینی انتخاب شد و بر دخترعمویش رینیس تارگرین برتری یافت. دلیل اصلی این انتخاب، سنت مردسالارانه وستروس بود؛ زیرا تا آن زمان هیچ زنی بر تخت آهنین ننشسته بود.

همان‌طور که در سریال مشاهده می‌کنیم، ویسریس شخصیتی مهربان، محبوب و صلح‌جو دارد و همواره تلاش می‌کند از درگیری و جنگ جلوگیری کند. با این حال، اختلافات و تنش‌ها به‌تدریج میان او و شخصیت‌هایی مانند لرد کورلیس ولاریون، برادرش دیمون تارگرین و دخترش رینیرا تارگرین شکل می‌گیرد و آینده خاندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

همسر اول او، ایما آرین، پس از سال‌ها تلاش برای به دنیا آوردن وارثی برای تاج‌وتخت، هنگام زایمان جان خود را از دست داد. ویسریس بعدها با آلیسنت های‌تاور، دختر اتو های‌تاور (دست پادشاه)، ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب چند فرزند شد.

ویسریس همچنین آخرین اژدهاسواری بود که بر پشت بالریون، وحشت سیاه پرواز کرد؛ هرچند این اژدهای افسانه‌ای مدت کوتاهی بعد به دلیل کهولت سن از دنیا رفت.

خود ویسریس نیز در سال ۱۲۹ پس از فتح (AC) درگذشت. در روایت سریال، سال‌ها نشستن بر تخت آهنین و زخم‌های عفونی ناشی از تیغه‌های آن، به‌تدریج سلامت او را نابود کرد.

مرگ ویسریس آخرین جرقه برای آغاز «رقص اژدهایان» بود؛ جنگ داخلی خونینی که میان حامیان ادعای سلطنت رینیرا تارگرین و طرفداران آلیسنت های‌تاور و پسرش ایگان دوم تارگرین درگرفت و سرنوشت خاندان تارگرین را برای همیشه تغییر داد.مرگ ویسریس آخرین جرقه برای آغاز «رقص اژدهایان» بود؛ جنگ داخلی خونینی که میان حامیان ادعای سلطنت رینیرا تارگرین و طرفداران آلیسنت های‌تاور و پسرش ایگان دوم تارگرین درگرفت و سرنوشت خاندان تارگرین را برای همیشه تغییر داد.

۶. ایگان دوم تارگرین

با وجود اینکه رینیرا تارگرین، خواهر ناتنی ایگان، سال‌ها پیش از سوی پدرشان ویسریس اول به‌عنوان وارث رسمی تخت آهنین معرفی شده بود، در نهایت این ایگان دوم بود که پس از مرگ پدر بر تخت نشست. او با حمایت مادرش آلیسنت های‌تاور تاج‌گذاری کرد؛ اقدامی که جرقه جنگ داخلی خونینی به نام «رقص اژدهایان» را زد.

ایگان طبق سنت خاندان تارگرین با خواهرش هلینا تارگرین ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند بود: دوقلوها جهیریس و جهیرا و همچنین پسری به نام میلور.

تمام دوران سلطنت ایگان دوم در بحبوحه جنگ رقص اژدهایان سپری شد. حامیان او که با نام «سبزها» شناخته می‌شدند، در برابر طرفداران رینیرا، موسوم به «سیاهان»، قرار گرفتند و جنگی را رقم زدند که سراسر وستروس را دوپاره کرد.

ایگان در جریان نبرد روکز رست (Rook’s Rest) به‌شدت زخمی شد. جراحات او آن‌قدر سنگین بود که تا پایان عمر کوتاهش با درد، ناتوانی جسمی و آثار زخم‌های شدید زندگی کرد.

اگرچه او توانست برای مدتی تاج‌وتخت را حفظ کند، اما سلطنتش تقریباً به‌طور کامل زیر سایه جنگ، خونریزی و پیامدهای ویرانگر رقص اژدهایان قرار داشت.

ایگان به همراه لارِیس استرانگ از کینگز لندینگ فرار کرد.

در همان زمان که رینیرا رد کیپ را تصرف کرده بود و از آنجا بر قلمرو حکومت می‌کرد، ایگان پنهانی دراگون‌استون را اشغال و کنترل آن را در دست گرفت.بعد از شورش مردم کینگز لندینگ علیه رینیرا، او ناچار شد به دراگون‌استون فرار کند.

اما ایگان از قبل در آنجا کمین کرده بود و رینیرا را به اژدهایش، سان‌فایر، سپرد تا او را ببلعد.

زمانی که ایگان دوباره به کینگز لندینگ برگشت، سبزها عملاً شکست خورده بودند؛ با این حال او حاضر نشد تسلیم شودمدتی بعد، ایگان بر اثر مسمومیت جان باخت و جسدش پیدا شد؛ اما اینکه چه کسی او را مسموم کرد، هنوز هم یکی از رازهای حل‌نشده تاریخ وستروس است.

رینیرا تارگرین

هرچند حامیان رینیرا او را ملکهٔ وستروس می‌دانستند و او برای مدت کوتاهی بر تخت آهنین نشست، اما هیچ‌گاه به‌طور رسمی به عنوان ملکه به رسمیت شناخته نشد. با اینکه ایگان مدتی کنترل تخت را از دست داده بود، از نظر قانونی همچنان پادشاه محسوب می‌شد و به همین دلیل تاریخ رسمی وستروس رینیرا را در شمار فرمانروایان خود ثبت نمی‌کند. با این حال، سرنوشت به نفع خاندان او رقم خورد و پسرانش بعدها به عنوان پادشاهان قانونی وستروس شناخته شدند.

۷. ایگان سوم تارگرین

ایگان سوم، نخستین پسر رینیرا و دیمون تارگرین، هنگام تاج‌گذاری تنها ۱۰ سال داشت و سومین ایگانی بود که بر تخت آهنین نشست. از آنجا که هنوز به سن قانونی نرسیده بود، حکومتش تحت سرپرستی نایبان سلطنت اداره می‌شد و در این دوره، اختلافات سیاسی فراوانی میان اعضای شورای نیابت و دست‌های پادشاه به وجود آمد.

او به دلیل تجربه تلخی که در کودکی پشت سر گذاشته بود، از اژدهایان نفرت داشت؛ زیرا با چشمان خود دیده بود که اژدهای سان‌فایر مادرش، رینیرا، را می‌بلعد. بعدها و پس از مرگ آخرین اژدها در دوران سلطنتش، به لقب «اژدهاستیز» (Dragonbane) مشهور شد.

ایگان سوم دو بار ازدواج کرد. نخست با جیهیرا تارگرین، دختر ایگان دوم، و پس از مرگ او با دینائرا ولاریون. از ازدواج دوم خود صاحب پنج فرزند شد: دائرون، بیلور، دینا، رهینا و الینا. او سرانجام در سال ۱۵۷ پس از فتح ایگان، بر اثر بیماری سل درگذشت.

۸. دائرون اول تارگرین

دائرون اول تارگرین، فرزند ارشد ایگان سوم و دینائرا ولاریون، در سن ۱۴ سالگی بر تخت آهنین نشست. او به دلیل تلاش‌های گسترده و سریعش برای تکمیل فتوحات تارگرین‌ها و الحاق سرزمین دورن به هفت پادشاهی، با لقب «اژدهای جوان» (The Young Dragon) شناخته شد.

دائرون در طول سلطنت خود ازدواج نکرد و هیچ فرزندی نیز نداشت. او برای تسخیر دورن لشکرکشی کرد، اما در پی شورش‌هایی که پس از این حمله شکل گرفت، در سال ۱۶۱ پس از فتح ایگان جان خود را از دست داد و بدون وارث از دنیا رفت.

۹. بیلور اول تارگرین

بیلور پس از مرگ دائرون بر تخت آهنین نشست، اما حکومت او به‌خاطر دینداری افراطی‌اش کاملاً با پادشاهان پیشین متفاوت بود. او حتی قاتلان برادرش را بخشید، گروگان‌های دورن را آزاد کرد و برای ایجاد صلح، وعده اتحاد دو خاندان از طریق ازدواج را داد.

بیلور که هم پادشاه بود و هم مانند یک سپتون زندگی می‌کرد، بخش بزرگی از دوران سلطنتش را صرف مقدس‌تر کردن کینگز لندینگ کرد. او با لقب «بیلور مبارک» شناخته می‌شد و سپت بزرگ بیلور به افتخار او ساخته شد؛ مکانی که بعدها محل اعدام ند استارک و انفجار سپت توسط سرسی لنیستر شد.

او همسری به نام دینا داشت، اما ازدواج خود را فسخ کرد و او به همراه دو خواهرش، رهینا و الینا، را در «میذن‌والت» محبوس ساخت. بیلور سرانجام در سال ۱۷۱ پس از فتح ایگان، در چهل‌ویکمین روز یکی از روزه‌های طولانی‌اش درگذشت. برخی معتقدند او توسط دست پادشاه و عمویش، ویسریس دوم، مسموم شد تا از تبدیل کل قلمرو به آیین هفت جلوگیری شود.

۱۰. ویسریس دوم تارگرین

ویسریس دوم، دومین پسر رینیرا و دیمون تارگرین، پیش از رسیدن به تخت آهنین مدتی به‌عنوان «دست ملکه» برای ایگان دوم و همچنین برای برادرزاده‌هایش دائرون اول و بیلور اول خدمت کرده بود.

بسیاری تصور می‌کردند او در جریان «رقص اژدهایان» جان خود را از دست داده است، اما بعدها همراه همسرش لارا روگار از شهر آزاد لایس به کینگز لندینگ بازگشت.

سلطنت ویسریس دوم تنها یک سال طول کشید، اما در همین مدت کوتاه نیز دستاوردهایی داشت؛ او بر تکمیل و اصلاح قوانین پایه‌گذاری‌شده توسط جیهیریس کار کرد و تلاش کرد مسیرهای تجاری جدیدی برای قلمرو ایجاد کند.

مرگ او ناگهانی بود و برخی بر این باورند که توسط یکی از فرزندانش—ایگان چهارم، ایمون یا نیریس—مسموم شده است.

۱۱. ایگان چهارم تارگرین

با وجود اینکه رینیرا تارگرین، خواهر ناتنی ایگان، سال‌ها پیش از سوی پدرشان ویسریس اول به‌عنوان وارث رسمی تخت آهنین معرفی شده بود، در نهایت این ایگان دوم بود که پس از مرگ پدر بر تخت نشست. او با حمایت مادرش آلیسنت های‌تاور تاج‌گذاری کرد؛ اقدامی که جرقه جنگ داخلی خونینی به نام «رقص اژدهایان» را زد.

ایگان طبق سنت خاندان تارگرین با خواهرش هلینا تارگرین ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند بود: دوقلوها جهیریس و جهیرا و همچنین پسری به نام میلور.

تمام دوران سلطنت ایگان دوم در بحبوحه جنگ رقص اژدهایان سپری شد. حامیان او که با نام «سبزها» شناخته می‌شدند، در برابر طرفداران رینیرا، موسوم به «سیاهان»، قرار گرفتند و جنگی را رقم زدند که سراسر وستروس را دوپاره کرد.

ایگان در جریان نبرد روکز رست (Rook’s Rest) به‌شدت زخمی شد. جراحات او آن‌قدر سنگین بود که تا پایان عمر کوتاهش با درد، ناتوانی جسمی و آثار زخم‌های شدید زندگی کرد.

اگرچه او توانست برای مدتی تاج‌وتخت را حفظ کند، اما سلطنتش تقریباً به‌طور کامل زیر سایه جنگ، خونریزی و پیامدهای ویرانگر رقص اژدهایان قرار داشت.

۱۲. دائرون دوم تارگرین

دائرون دوم تارگرین پس از مرگ پدرش، ایگان چهارم تارگرین، بر تخت آهنین نشست و به‌دلیل یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تاریخ تارگرین‌ها، لقب «دائرون نیکو» را به دست آورد. او موفق شد دورن را به‌طور رسمی به قلمرو هفت پادشاهی ملحق کند و در عمل مأموریتی را که ایگان فاتح آغاز کرده بود، به سرانجام برساند.

دائرون با میریا مارتل ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار پسر به نام‌های بیلور، ایریس، رئیگل و میکار بود. این ازدواج نقش مهمی در اتحاد مسالمت‌آمیز دورن و تاج‌وتخت ایفا کرد.

با این حال، دوران سلطنت او بدون دردسر نبود. دو تن از برادران ناتنی و نامشروعش، دیمون بلک‌فایر و ایگور ریورز (بیتراستیل)، مشروعیت او را به چالش کشیدند و با شورش علیه تاج‌وتخت، نخستین شورش بلک‌فایر را رقم زدند؛ جنگی که سال‌ها بر سیاست وستروس سایه انداخت.

برادر ناتنی دیگر او، برندن ریورز که با لقب «کلاغ خونین» (Bloodraven) شناخته می‌شد، از وفادارترین حامیان تاج‌وتخت بود. این شخصیت بعدها در دنیای «بازی تاج‌وتخت» به کلاغ سه‌چشم تبدیل شد؛ همان موجود مرموزی که راهنمای برن استارک بود.

سال ۲۰۹ پس از فتح (AC) به یکی از تلخ‌ترین سال‌های زندگی دائرون تبدیل شد. پسر ارشدش، شاهزاده بیلور بریک‌اسپیر، هنگام دفاع از سر دانکن بلندقد در نبرد قضایی معروف به محاکمه هفت‌نفره (Trial of Seven) جان خود را از دست داد.

اندکی بعد، بیماری مرگبار «بیماری بزرگ بهاری» (Great Spring Sickness) در سراسر وستروس شیوع پیدا کرد. این همه‌گیری نه‌تنها خود دائرون دوم را از پا درآورد، بلکه دو نوه‌اش، والار و ماتاریس تارگرین، را نیز در همان سال به کام مرگ کشاند.

با مرگ دائرون، یکی از موفق‌ترین و باثبات‌ترین دوران‌های پس از عصر اژدهایان به پایان رسید و تاج‌وتخت به نسل بعدی خاندان تارگرین رسید.

۱۳. ایریس اول تارگرین

پس از مرگ بیلور بریک‌اسپیر و فرزندانش، ایریس اول تارگرین، دومین پسر دائرون دوم، جانشین پدرش شد و بر تخت آهنین نشست.

ایریس یکی از کم‌حاشیه‌ترین و فراموش‌شده‌ترین پادشاهان تاریخ تارگرین به شمار می‌رود؛ زیرا علاقه چندانی به اداره حکومت نداشت. او بیشتر شیفته پیشگویی‌ها، جادو، متون باستانی و اسرار ماورایی بود و به همین دلیل بخش عمده وظایف سلطنتی را به برندن ریورز، مشهور به «کلاغ خونین» (Bloodraven)، واگذار کرده بود.

همسر او ایلینور پنروز، دخترعمویش، بود؛ اما این ازدواج هیچ فرزندی نداشت. حتی برخی شایعات در وستروس ادعا می‌کردند که این ازدواج هرگز به‌طور کامل زناشویی نشده بود.

سلطنت ایریس در بحبوحه فاجعه بیماری بزرگ بهاری آغاز شد و در طول حکومتش پادشاهی با دو شورش مهم روبه‌رو گردید. با این حال، یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های این دوره، دستگیری ایگور ریورز (بیتراستیل)، رهبر جناح بلک‌فایرها و یکی از خطرناک‌ترین دشمنان تاج‌وتخت، بود.

از آنجا که ایریس فرزندی نداشت، ناچار شد در طول زندگی خود چندین وارث مختلف برای تاج‌وتخت تعیین کند. به ترتیب، رئیگل تارگرین، سپس ایلور تارگرین، بعد ایلورا تارگرین و در نهایت میکار تارگرین به‌عنوان وارث معرفی شدند.

اما سرنوشت با بیشتر آن‌ها یار نبود؛ سه نفر از این چهار وارث پیش از آنکه فرصت نشستن بر تخت آهنین را پیدا کنند، درگذشتند. در نهایت تنها میکار تارگرین زنده ماند و پس از مرگ ایریس به پادشاهی رسید.

به همین دلیل، دوران سلطنت ایریس اول بیش از آنکه با دستاوردهای سیاسی یا نظامی شناخته شود، با بی‌علاقگی او به حکومت، نفوذ گسترده کلاغ خونین و بحران‌های پیاپی جانشینی در خاندان تارگرین به یاد آورده می‌شود.

۱۴. میکار اول تارگرین

میکار اول تارگرین در سال ۲۲۱ پس از فتح (AC) بر تخت آهنین نشست. دوران حکومت او با ادامه تهدید بلک‌فایرها همراه بود و او در جریان دو شورش دیگر بلک‌فایر برای حفظ تاج‌وتخت و ثبات هفت پادشاهی جنگید.

میکار پادشاهی جنگجو و عمل‌گرا بود و بخش بزرگی از سلطنتش را صرف مقابله با تهدیدهای نظامی و سیاسی کرد. با این حال، حکومت او سرانجام در سال ۲۳۳ پس از فتح به پایان رسید؛ زمانی که در نبردی علیه یکی از لردهای شورشی در منطقه مرزهای دورن (Dornish Marches) کشته شد.

درباره نحوه مرگ او روایت‌های مختلفی وجود دارد، اما مشهورترین گزارش‌ها می‌گویند که میکار در میدان نبرد بر اثر برخورد یا سقوط یک تخته‌سنگ عظیم جان خود را از دست داد.

همسر او، دیانا دِین (Dyanna Dayne)، سال‌ها پیش از پادشاه شدن میکار درگذشته بود و به همین دلیل هرگز فرصت نیافت عنوان رسمی ملکه هفت پادشاهی را به دست آورد.

با این حال، حاصل ازدواج آن‌ها شش فرزند بود:

  • دائرون تارگرین
  • ایریان تارگرین
  • ایمون تارگرین
  • دلا تارگرین
  • ایگان تارگرین (که بعدها به ایگان پنجم مشهور شد)
  • رِی تارگرین

از میان این فرزندان، استاد ایمون و ایگان پنجم بیش از همه در تاریخ وستروس شهرت یافتند. یکی به یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان و مشاوران دیوار تبدیل شد و دیگری بعدها بر تخت آهنین نشست و به یکی از محبوب‌ترین پادشاهان تارگرین بدل شد.

۱۵. ایگان پنجم تارگرین

ایگان پنجم تارگرین، چهارمین پسر میکار تارگرین و دیانا دِین، پس از آنکه برادران بزرگ‌ترش یا درگذشتند یا از حق جانشینی خود صرف‌نظر کردند، به پادشاهی رسید. به همین دلیل در تاریخ با لقب «ایگان نامحتمل» (Aegon the Unlikely) شناخته می‌شود؛ زیرا تقریباً هیچ‌کس انتظار نداشت روزی بر تخت آهنین بنشیند.

او در جوانی شاگرد و خدمتکار سر دانکن بلندقد (Ser Duncan the Tall) بود و با نام مستعار «اِگ» (Egg) شناخته می‌شد. ماجراهای این دو شخصیت در مجموعه داستان‌های «قصه‌های دانک و اِگ» نوشته George R. R. Martin و همچنین سریال A Knight of the Seven Kingdoms روایت می‌شود.

ایگان یکی از پادشاهان محبوب تاریخ وستروس به شمار می‌رفت. برخلاف بسیاری از نیاکانش، او اعتقاد راسخی داشت که خواهر و برادر نباید با یکدیگر ازدواج کنند و تلاش کرد از سنت ازدواج‌های درون‌خاندانی تارگرین فاصله بگیرد.

او با بتا بلک‌وود ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد:

  • دانکن تارگرین
  • جهیریس تارگرین
  • شیرا تارگرین
  • دائرون تارگرین
  • رئیل تارگرین

این فرزندان از طریق ازدواج‌های سیاسی با خاندان‌های مختلف وستروس پیوند خوردند و نقش مهمی در روابط خاندان تارگرین با سایر اشراف ایفا کردند.

سرانجام در سال ۲۵۹ پس از فتح (AC)، ایگان در تلاش برای بیرون آوردن اژدهایان از تخم‌های سنگ‌شده اژدها، مراسمی مرموز را در سامرهال برگزار کرد. این تلاش به فاجعه‌ای مهیب انجامید و آتشی عظیم قلعه را دربر گرفت.

در این حادثه که بعدها با نام «فاجعه سامرهال» (The Tragedy of Summerhall) شناخته شد، ایگان پنجم، پسرش شاهزاده دانکن، سر دانکن بلندقد و بسیاری دیگر جان باختند.

با این حال، برخی روایت‌های جدید و گمانه‌زنی‌های طرفداران معتقدند ممکن است سر دانکن بلندقد در آن حادثه زنده مانده باشد، هرچند سرنوشت دقیق او همچنان یکی از رازهای حل‌نشده تاریخ وستروس است.

مرگ ایگان پنجم پایانی تراژیک برای سلطنت یکی از مردمی‌ترین پادشاهان تارگرین بود؛ فرمانروایی که می‌خواست شکوه اژدهایان را بازگرداند، اما رؤیایش به یکی از بزرگ‌ترین فجایع تاریخ خاندانش تبدیل شد.

۱۶. جهیریس دوم تارگرین

جهیریس دوم تارگرین، دومین پسر ایگان پنجم و بتا بلک‌وود، پس از مرگ پدرش بر تخت آهنین نشست. سلطنت او تنها سه سال به طول انجامید، اما در همین مدت کوتاه با یکی از مهم‌ترین تهدیدهای عصر خود روبه‌رو شد.

در دوران حکومت او، جنگ معروف «جنگ شاهان نه‌پولی» (War of the Ninepenny Kings) در منطقه استپ‌استونز رخ داد. این نبرد آخرین تلاش بزرگ حامیان بلک‌فایر برای تصاحب تاج‌وتخت بود. در همین جنگ، میلیس بلک‌فایر مشهور به «هیولای سهمگین» (Maelys the Monstrous)، آخرین مدعی مهم خاندان بلک‌فایر، شکست خورد و کشته شد؛ اتفاقی که عملاً به دهه‌ها شورش و ادعای بلک‌فایرها پایان داد.

جهیریس با خواهرش شیرا تارگرین ازدواج کرد و از این ازدواج دو فرزند به دنیا آمد:

  • ایریس دوم تارگرین
  • ریلا تارگرین

یکی از این دو فرزند بعدها به شخصیتی تبدیل شد که تاریخ او را با نام «پادشاه دیوانه» به یاد می‌آورد.

جهیریس در سال ۲۶۲ پس از فتح (AC) پس از یک بیماری کوتاه‌مدت درگذشت. با این حال، او در همین سلطنت کوتاه موفق شد ثبات را به هفت پادشاهی بازگرداند و روابط تاج‌وتخت با بسیاری از خاندان‌های بزرگ را بهبود ببخشد.

به همین دلیل، اگرچه نام او در مقایسه با برخی پادشاهان مشهور تارگرین کمتر مطرح می‌شود، اما بسیاری از تاریخ‌نگاران وستروس او را فرمانروایی کارآمد و موفق می‌دانند که در مدت زمانی اندک، نظم و آرامش را به قلمرو بازگرداند.

۱۷. ایریس دوم تارگرین

و حالا می‌رسیم به پادشاهی که تقریباً همه طرفداران دنیای وستروس او را می‌شناسند: ایریس دوم تارگرین، همان «پادشاه دیوانه» بدنام وستروس و آخرین عضو خاندان تارگرین که بر تخت آهنین نشست.

دوران سلطنت پادشاه دیوانه از سال ۲۶۲ تا ۲۸۳ پس از فتح (AC) ادامه داشت؛ حکومتی طولانی که بیش از هر چیز با جنون فزاینده، خشونت و هرج‌ومرج شناخته می‌شود. با گذشت زمان، سلامت روانی ایریس به‌شدت رو به زوال رفت و هفت پادشاهی را وارد دوره‌ای تاریک کرد.

یکی از مهم‌ترین عواملی که در سقوط روانی او نقش داشت، شورش داسکندیل (Defiance of Duskendale) بود. در این رویداد، ایریس توسط خاندان دارکلین به اسارت گرفته شد و ماه‌ها در زندان نگهداری شد. پس از آنکه سرانجام آزاد شد، دستور داد تمام اعضای خاندان دارکلین شکنجه و زنده‌زنده در آتش سوزانده شوند. از آن پس، بدبینی، سوءظن و بی‌رحمی او به شکلی خطرناک از کنترل خارج شد.

ایریس طبق سنت خاندان تارگرین با خواهرش ریلا تارگرین ازدواج کرد. زندگی ریلا سرشار از تراژدی بود؛ او بارها دچار سقط جنین شد، چندین فرزندش مرده به دنیا آمدند و برخی دیگر تنها چند ماه پس از تولد جان باختند.

سرانجام ریلا هنگام به دنیا آوردن آخرین فرزندش، دنریس تارگرین، از دنیا رفت؛ همان شخصیتی که سال‌ها بعد در Game of Thrones به یکی از مهم‌ترین مدعیان تخت آهنین تبدیل شد.

پایان سلطنت ایریس در جریان شورش رابرت باراثیون رقم خورد. هنگامی که نیروهای شورشی به کینگز لندینگ رسیدند، او تصمیم گرفت شهر را با آتش وحشی نابود کند. اما پیش از اجرای نقشه‌اش، توسط Jaime Lannister، یکی از اعضای گارد سلطنتی خودش، کشته شد.

پس از مرگ پادشاه دیوانه، Robert Baratheon تاج‌گذاری کرد و به این ترتیب، حکومت نزدیک به ۳۰۰ ساله خاندان تارگرین بر وستروس به پایان رسید.

با این حال، داستان تارگرین‌ها هرگز واقعاً تمام نشد؛ زیرا سال‌ها بعد، فرزندان بازمانده این خاندان، به‌ویژه ویسریس و دنریس تارگرین، برای بازپس‌گیری میراث ازدست‌رفته خود تلاش کردند.

امروزه ایریس دوم در تاریخ وستروس نه به‌عنوان یک فرمانروای بزرگ، بلکه به‌عنوان نمادی از سقوط، جنون و فروپاشی یکی از قدرتمندترین دودمان‌های تاریخ شناخته می‌شود.

Picture of سمانه
سمانه

من عاشق دنیای تکنولوژی هستم و سال‌هاست که تو این حوزه فعالیت میکنم و دوست دارم دانشم رو هر روز بیشتر کنم و اون رو به شما انتقال بدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *