فیلم‌های ترسناک:هر آنچه باید از مجموعه «جیغ» بدانید!

جدول محتوا

فیلم «جیغ» (Scream) فقط یک مجموعه‌ی اسلشر (Slasher) معمولی نیست؛ بلکه یک انقلاب سینمایی است که در اواسط دهه ۹۰ میلادی از راه رسید تا با تمام کلیشه‌های ژانر وحشت شوخی کند، آن‌ها را به چالش بکشد و در عین حال، ترسناک‌تر از هر فیلم دیگری باشد. وقتی وس کریون (Wes Craven)، استاد مسلم ژانر وحشت، در سال ۱۹۹۶ این فیلم را ساخت، هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که «جیغ» بتواند این‌قدر تأثیرگذار باشد که حتی دهه‌ها بعد هم به عنوان یک اثر کالت (Cult) و جریان‌ساز شناخته شود.

کالبدشکافی یک هوش سیاه: چرا جیغ متفاوت است؟

تا پیش از جیغ، ژانر اسلشر در یک بن‌بست تکراری گیر کرده بود: گروهی از نوجوانان نادان به مکانی دورافتاده می‌رفتند، تک‌تک توسط یک قاتل نقاب‌دار کشته می‌شدند و در نهایت «دختر نهایی» (Final Girl) پیروز میدان می‌شد. جیغ اما این قوانین را برداشت، روی میز گذاشت و با آن‌ها بازی کرد.

نبوغ اصلی جیغ در «خودآگاهی» آن نهفته است. شخصیت‌های فیلم، خودشان فیلم‌های ترسناک دیده‌اند! آن‌ها می‌دانند که اگر در حال رابطه جنسی باشند یا مواد مخدر مصرف کنند، قاتل آن‌ها را می‌کشد. شخصیت رندی میکس (Randy Meeks) در فیلم، به عنوان نماد طرفداران سینما، قوانین بقا در فیلم‌های ترسناک را برای مخاطب (و بقیه شخصیت‌ها) بازخوانی می‌کند. این ویژگی «متا» یا فرا-سینمایی، جیغ را از یک داستان ترسناک صرف، به یک مقاله هوشمندانه در مورد ماهیت ترس تبدیل کرد.

گوست‌فیس (Ghostface): نقابی که نماد ترس شد

شاید عجیب باشد، اما محبوب‌ترین قاتل سینمایی تاریخ، نه یک هیولای ماوراءالطبیعه مثل فردی کروگر است و نه یک ماشین کشتار مثل مایکل مایرز. گوست‌فیس، یک انسان معمولی است. همین «معمولی بودن» است که او را ترسناک می‌کند. هر کسی می‌تواند پشت آن نقاب باشد؛ یک دوست، یک همسایه یا حتی یک فامیل.

طراحی نقاب گوست‌فیس که با الهام از تابلوی نقاشی «جیغ» اثر ادوارد مونک ساخته شده، شاهکاری در طراحی نمادهای وحشت است. سادگی این نقاب، در کنار تغییر هویت قاتل در هر قسمت (Ghostface یک هویت است، نه یک فرد خاص)، باعث شد که «جیغ» همیشه غیرقابل پیش‌بینی باقی بماند. برخلاف سایر مجموعه‌ها که در آن‌ها قاتل همیشه یک نفر است، در جیغ، همیشه این سوال وجود دارد: «قاتل این بار کیست؟»

بازی با کلیشه‌ها: از وحشت تا هجو

سری فیلم‌های جیغ همیشه در حال نقد رسانه‌ها و سینما بوده‌اند. قسمت اول درباره خودِ ژانر اسلشر بود، قسمت دوم درباره دنباله‌ها (Sequels)، قسمت سوم درباره سه‌گانه‌ها (Trilogies)، قسمت چهارم درباره بازسازی‌ها (Remakes) و قسمت‌های جدیدتر درباره «requel»ها (ترکیبی از ریبوت و دنباله). این رویکرد باعث شده که جیغ همیشه به‌روز بماند و با تغییرات زمانه تغییر کند.

فیلم‌های جیغ با ظرافت خاصی، خط باریک بین کمدی سیاه و وحشت محض را راه می‌روند. شخصیت سیدنی پرسکات (با بازی نو کمبل) یکی از قوی‌ترین و سمبلیک‌ترین شخصیت‌های زن تاریخ سینمای وحشت است. برخلاف قهرمانان آسیب‌پذیر، سیدنی در طول این مجموعه رشد می‌کند، با تروماهایش مواجه می‌شود و به جای فرار از هیولا، به شکارچیِ قاتل تبدیل می‌شود.

میراثی که زنده ماند

مجموعه جیغ ثابت کرد که یک فیلم ترسناک می‌تواند هم‌زمان هوشمند، سرگرم‌کننده، خشونت‌آمیز و درگیرکننده باشد. موسیقی متن نمادین، دیالوگ‌های تیز و کنایه‌آمیز، و البته صحنه‌های تعقیب و گریز نفس‌گیر، جیغ را به یک استاندارد طلایی در ژانر وحشت تبدیل کرده است.

امروزه، وقتی به دنیای سینما نگاه می‌کنیم، ردپای جیغ را در همه جا می‌بینیم. از سریال‌های نوجوان‌پسند تا فیلم‌های ترسناک مدرن که سعی می‌کنند با قوانین ژانر بازی کنند، همگی وام‌دار این اثرِ وس کریون فقید هستند. جیغ به ما یاد داد که نباید هرگز به پشت سر نگاه کنیم، اما مهم‌تر از آن، یاد داد که همیشه باید حواسمان به قوانینی باشد که زندگی (و سینما) برایمان تعریف کرده است.

اگر به دنبال فیلمی هستید که شما را بترساند، بخنداند و هم‌زمان ذهنتان را به چالش بکشد، جیغ هنوز هم بی‌رقیب است. این فیلم فقط صدای یک جیغ کوتاه در دل تاریکی نیست؛ بلکه فریادی بلند علیه کلیشه‌هاست که همچنان، پس از گذشت سال‌ها، در راهروهای تاریخ سینما طنین‌انداز است. چه طرفدار پروپاقرص فیلم‌های اسلشر باشید و چه فقط به دنبال یک سرگرمی جذاب برای شب‌های سرد، گوست‌فیس همیشه منتظر است تا با یک تماس تلفنی ساده، شما را به بازی دعوت کند!

Picture of سمانه
سمانه

من عاشق دنیای تکنولوژی هستم و سال‌هاست که تو این حوزه فعالیت میکنم و دوست دارم دانشم رو هر روز بیشتر کنم و اون رو به شما انتقال بدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *