نقد بازی Resonance: A Plague Tale Legacy

جدول محتوا

بازی Resonance: A Plague Tale Legacy با دگرگون کردنِ کاملِ سبکِ اصلیِ این مجموعه، تجربه‌ای ارائه می‌دهد که بیشتر به اکشن‌های پرشورِ «آنچارتد» شبیه است تا نسخه‌های پیشینِ خود؛ و حقیقتاً این بهترین تصمیمی بود که سازندگان می‌توانستند برای این سری بگیرند.

بازی‌های قبلی A Plague Tale اغلب بر مفاهیمی همچون استیصال و مخفی‌کاری تمرکز داشتند. ماجراجویی‌هایی تاریک که حول محور تلاشِ دو کودک برای بقا در فرانسه‌ی قرن چهاردهم می‌چرخید؛ کودکانی که همزمان از سوی سربازان تحت تعقیب بودند و هم با دریایی از موش‌های مرگبارِ آلوده به طاعون دست‌وپنج نرم می‌کردند تا درمانی بیابند.

Resonance نیز داستانی مشابه دارد؛ کودکی که از بیماری رنج می‌برد و نیازمند درمان است، اما شباهت‌ها دقیقاً همین‌جا به پایان می‌رسد. به جای کودکی درمانده، شما در نقش زنی بزرگسال بازی می‌کنید که مهارت‌های رزمیِ کافی برای نابود کردنِ اکثر موانعِ پیش‌رو را دارد. اگرچه این بازی دنیایی متفاوت از Innocence و Requiem دارد، اما ثابت می‌کند که این تغییر مسیر، دقیقاً همان چیزی بود که این مجموعه به آن نیاز داشت.

داستان بازی درباره چیست؟

Resonance: A Plague Tale Legacy روایتگر داستان «سوفیا» است؛ دختری که در یک صومعه تحت آزمایش‌های عجیبی قرار گرفته. پس از اینکه پدرش او را نجات می‌دهد، هر دو راهی ماجراجویی‌هایی می‌شوند تا درمانی برای سوفیا بیابند و از شرِ رویاهای آزاردهنده‌ای که او را تسخیر کرده، رهایی یابند.

تمام نشانه‌ها به جزیره‌ای مرموز اشاره دارد که در رویاهای سوفیا پدیدار می‌شود؛ جایی که «الک» (پدر سوفیا) به آن سفر کرده و بلافاصله ناپدید می‌شود. آنچه در ادامه رخ می‌دهد، سفر سوفیا در این جزیره است؛ مسیری که در آن باید از منشأ رویاها پرده بردارد و با مفاهیمی نظیر خیانت، اعتمادِ نابجا، دل‌شکستگی و البته، با توجه به هویتِ مجموعه A Plague Tale، با هیولاهایی به‌شدت ترسناک روبرو شود.

تغییری الهام‌بخش

برای نخستین بار در این سری، به جای کنترل کودکی بی‌پناه که در مناطق تاریک و مرگبار مجبور به مخفی‌کاری یا فرار است، ما با یک مبارزِ تمام‌عیار طرف هستیم که توانایی پریدن، بالا رفتن، مبارزه کردن و ایستادگی در برابر اکثر چالش‌های پیش‌رو را دارد. نتیجه نهایی، تغییری منحصربه‌فرد برای این فرنچایز است که ماجراجویی بصریِ چشم‌نوازی را پدید آورده و به‌شدت از سری Uncharted الهام گرفته است.

مهم‌ترین تغییر بازی، مکانیزم اکتشاف (Exploration) آن است. اگرچه نسخه‌های پیشین هم تا حدودی به شما اجازه گشت‌وگذار می‌دادند، اما در آن‌ها خبری از کشف پاداش‌های متنوع برای ارتقای شخصیت یا پیدا کردن سلاح‌های جایگزین نبود.

از همان ساعت اول، شما رها می‌شوید تا این جزیره‌ی خیره‌کننده را درست مثل یک کاوشگر واقعی بگردید. هرچه بیشتر در محیط پرسه بزنید، چیزهای بیشتری کشف می‌کنید که به شما در حل پازل‌ها و غافل‌گیر کردن دشمنان در چالش‌های پیش‌رو کمک شایانی می‌کند. این سطح جدید از ماجراجویی، حس و حالی شبیه به «نیتن دریک» (Nathan Drake) به شما می‌دهد تا یک کودکِ درمانده؛ و این ویژگی، به‌ویژه با توجه به مناظر چشم‌نواز بازی، یک افزودنی فوق‌العاده برای این سری است.

در کنار اکتشاف، شاهد تغییری بنیادین در سیستم مبارزات هستیم. به جای اینکه از دور حمله کنید و امیدوار باشید دشمنان به شما نزدیک نشوند، بازی شما را تشویق می‌کند تا «پری» (Parry) کنید، دفاع کنید، جاخالی دهید و مستقیم به هر دشمن انسانی که می‌بینید، هجوم ببرید. به همین دلیل، احساس قدرت و تسلط بیشتری دارید، که این موضوع در نهایت باعث می‌شود Resonance تمرکز بیشتری روی کشمکش‌های ذهنی و عاطفیِ «سوفیا» داشته باشد. اگرچه این مبارزات اکشن در این سری بی‌سابقه است، اما بهترین بخش بازی محسوب می‌شود و کمک می‌کند تا این عنوان از نسخه‌های پیشین متمایز شود.

وحشت، به سبک درست

این به آن معنا نیست که همه چیز در Resonance کاملاً دگرگون شده است؛ بازی همچنان به همان اندازه‌ای که روی اکشن و ماجراجویی تمرکز دارد، بر وحشت و تنش نیز تکیه می‌کند. با اینکه می‌توانید دشمنان انسانی را با سهولت نسبی از پا درآورید، اما همچنان حریفان قدرتمندی وجود دارند که از توانِ مبارزاتی سوفیا فراتر هستند؛ بنابراین، مخفی شدن و دعا کردن برای اینکه گیر نیفتید، همچنان به همان اندازه حیاتی است.

در واقع، برخی لحظات آن‌قدر پرفشار بود که قلبم توی دهانم می‌آمد؛ در حالی که سعی می‌کردم از دست کابوس‌های وحشتناک «الدرتچ» (Eldritch) فرار کنم و همزمان مراقب باشم که آن‌ها را تحریک نکنم؛ موجوداتی که فقط می‌توانم آن‌ها را به کابوس‌های «زامبی‌وارِ فرشته‌های گریان» (Weeping Angel) تشبیه کنم.

در Resonance هنوز هم مدام حس خطر می‌کنید و سوفیای بیچاره، به لطف تهدیدهای هولناکی که جزیره را فرا گرفته، دائماً در مخمصه است. اما وجود یک شخصیتِ انسانی (و باورپذیر)، غوطه‌وری در بازی را دوچندان کرده است. شاید عجیب به نظر برسد، اما چند بار در بازی‌ها دیده‌ایم که شخصیتی مرگ عزیزانش را می‌بیند، ۳۰ ثانیه گریه می‌کند و بعد انگار نه انگار، به مسیرش ادامه می‌دهد؟ خب، سوفیا این‌طور نیست. اگر بابت هر بار که این دختر بیچاره وسط ماجراجویی از هم می‌پاشد و فرو می‌ریزد یک دلار داشتم، احتمالاً می‌توانستم بودجه‌ی کلِ بازی‌های بعدیِ Plague Tale را تأمین کنم!

حکم نهایی

Resonance: A Plague Tale Legacy عنوانی الهام‌بخش است که قوی‌ترین ویژگی‌های نسخه‌های پیشین را با هم ترکیب کرده و به یک ماجراجویی حماسی به سبک آنچارتد تبدیل کرده است؛ ترکیبی از وحشت، اکشن، هیجان و لحظات دلخراش و تأثیرگذار.

در هسته‌ی اصلی، این همچنان یک بازی از مجموعه‌ی A Plague Tale است، اما Resonance برای پیمودن مسیر اختصاصی خود و هدایت این سری به سمت افق‌های تازه، هیچ هراسی به دل راه نمی‌دهد.

Picture of سمانه
سمانه

من عاشق دنیای تکنولوژی هستم و سال‌هاست که تو این حوزه فعالیت میکنم و دوست دارم دانشم رو هر روز بیشتر کنم و اون رو به شما انتقال بدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *